#تحلیل
اول
جهاد ما در این جنگ، جهاد ابتدایی نبود و جهاد دفاعی بود. در جهاد دفاعی، شکست و پیروزی در تقابل دو قدرت حمله کننده و مهاجم و قدرت دفاع کننده اینگونه تعریف میشود که قدرت مهاجم اگر تسلط پیدا کند و به اهداف اعلامی برسد، پیروز است، اما قدرت مدافع اگر نابود نشود و مانع رسیدن طرف مهاجم به اهدافش شود، پیروز میدان است. ما نه تنها نابود نشدیم و تجزیه نشدیم و فرونپاشیدیم و مطلقا تسلیم نشدیم، بلکه در حال تثبیت عمیق جایگاه خود به عنوان قطب جدید قدرت دفاعی و امنیتی و هویتی و معرفتی در منطقه و فرامنطقه و جهان هستیم.
دوم
ما نه شکست خوردهایم و نه به پیروزی کامل رسیدهایم؛ بلکه در مسیر پیروزی و در حال اعمال اراده از طریق قدرت متراکم و منسجم میدان، خیابان و دیپلماسی هستیم. مذاکره و تفاهم به مثابه یک مسیر برای عبور از این مرحله و حرکت به سمت پیروزی است که با پشتوانه میدان و خیابان فراهم شد. متاسفانه در خدمت رسانی به مردم ضعف جدی داریم ولی در خیابان و میدان واضحا پیروز شدیم.
نفس تمکین طرف مقابل به تفاهم/توافق، یعنی تحمیل شکست به هیولایی که برای بلعیدن آمده بود.
سوم
واضح است که هم بدبینی و منفی بافی و و ایجاد یاس و قنوط و ناامیدی، غلط است و هم خوشبینی و ایجاد انتظارات کاذب از توافق و تفاهم. باید واقعبینانه و هوشمندانه، هم روایت فتح کنیم و هم به رصد صحنه و مدیریت آن کمک کنیم و مخاطرات را بگوییم. خود را در حال حرکت به سمت جلو ببینیم و کشور را نیز در حرکت مداوم پیشرفت نگهبداریم. البته این روایت صرفا در حرف نباید بماند و در مقام کنش رسانهای باید الگویی متناسب با آن تعریف و اجرا کرد. الگویی که متاسفانه تا امروز کمتر مشاهده شده و دو سر طیف موافق و مخالف توافق یا به القای نومیدی کمک کرده اند یا ایحاد خوشبینی کاذب.
چهارم
تضمین چیست؟ تضمین فقط و فقط تضمین ذاتی و درونی است، یعنی باید آنقدر قدرت و آمادگی و تهیا داشته باشیم که “خیانتناپذیر” و “تحمیلناپذیر” بشویم. تنها تضمین برای هر قراردادی در مقابل قدرتهای سلطهگر و بدعهد و وحشی، قوی شدن و اقتدار و اتحادملی و آمادگیِ ارکانِ قدرت کشور است. ما با شیطانی ترین ترکیب تاریخ آمریکا و صهیونیزم مواجهیم و بدعهدی آنان قطعی است. مذاکره با شیطان، راهبرد عقلانی حل مشکلات نیست و نبوده؛ مذاکره و توافق صرفا یک تاکتیک عبور به سمت پیروزی میتواند باشد.






